تبليغاتX
وت واجهی
مسائل بلوچستان ملی و مذهبی- سیاسی اجتماعی فرهنگی
با سلام و عرض ارادت به همه خوانندگان محترم وبلاگ وتواجهی

 باطلاع میرسانم بعلت بیماری و معالجه ممکن است حداکثر تا یکهفته دیگر حضور در وبلاگ برایم امکان نداشته باشد از این بابت از همه عزیزان  عذر خواهی میکنم نیازمند دعای دوستان هستم - 

دوستی تقاضا کرده بود که برنامه اموزش زبان بلوچی اینجانب را آیا میتوانند در وبلاگ خود قرار داده و از آن استفاده نمایند. بله و خیلی هم متشکرم که ایشان اینهمه علاقمند به آموزش دادن زبان خود هستند و هرکس دیگری هم که بخواهد از آن استفاده نماید کاملا مجاز است البته با ذکر ماخذ.

 با احترام   محمد آرمیان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 7:14  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

الهي تا جهان باشد به دولت در جهان باشي
الهي از بليات دو عالم در امان باشي
الهي درد بد هرگز نبيتي در امان باشي
الهي روز محشر همدم پيغمبران باشي
الهي رهبر من ايمن از باد خزان باشي
الهي هر كه بد خواه تو باشد سرنگون گردد
الهي روزگارش چون شب من نيلگون گردد
الهي باده ي عشرت به جانش همچو خون گردد.
اين شعر رو خودم گفتم.بررسي كنيد اگه خوشتون اومد ميتونيد در وبلاگتون بذاريد.من تقديمش ميكنم به امير عبدالمالك .لطفا اگه خوشتون اومد به من ميل بديد.ومن الله توفيق.عمر از بلوچستان
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 6:55  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

 

قابل توجه خوانندگان محترم :

از این پس برنامه آموزش زبان بلوچی هم   برای دانش آموزان بلوچ در ایران که زبان فارسی را بلدند ولی زبان بلوچی را نمیدانند در  این وبلاگ شروع میشود امید است این کوشش ناچیزبنده برای جوانان بلوچ مورد استفاده قرارگیرد. این کتابی است که تا کنون ۱۸۰ صفحه آن آماده شده است و هربار ده ده صفحه را به وبلاگ میفرستم ازتوجه زیاد خوانندگان عزیز نسبت به این کوشش اندک پیشاپیش سپاسگزاری مینمایم با احترام - محمد آرمیان

خوانندگان عزیز توجه فرمایید که در مرحله بعدی ده صفحه دیگر یعنی از صحفه ۱۱ تا ۲۰ این کناب به وبلاگ فرستاده خواهد شد  انشاء الله.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 20:52  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

شعر از : محمد آرمیان

 

ای عبدالمالک

 

چه بگویم ترا رهبر یا که سردار   ای عبدالمالک

قهرمان،،  یا که فرزند  جگردار   ای عبدالمالک

 

حامل رحم و کرم یا دشمن جبار    ای عبدالمالک

ناجی  قوم   بلوچ  یا  قاتل مکار   ای عبدالمالک

 

هردو هستی،هم رهبر و هم سردار ای عبدالمالک

                      کس نکند چون تو دشمن ملت بردار ای عبدالمالک

 

رهبری ره بنما، ما نه ایم اهل شعار  ای عبدالمالک

سخت تر هرچه بود کار بما   بسپار  ای عبدالمالک

 

اهل  رزمیم   و   مقاوم   و   وفادار   ای عبدالمالک

جان فدا ،  دور نگر ،   راز نگهدار   ای عبدالمالک

 

از حرکت تو لرزه براندام شده هرغدار  ای عبدالمالک

تو ناجی قوم بلوچی خدایت  یاورو یار  ای عبدالمالک

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:30  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

قاابل توجه خوانندگان محترم

وبلاگ وتواجهی،

       

          این وبلاگ فقط بمنظور آگاهی بخشیدن حقایقی که تحت تبلیغات وسیع و همه جانبه رسانه های رژیمهای مرکزی از ذهن ملت بلوچ محو گردیده است تا مردم تحت ستم بلوچ درک بهتری از وضعیتی که در آن قرار گرفته اند داشته باشند و پس از درک حقایق برای رسیدن بحقوق حقه خود بحرکت درآیند. چون هیچکسی بدون درک حقیقتی و قایل شدن حقی برای خود همین طور الکی بحرکت درنمیآید. اما می بینسم بمحض اینکه این مردم برای رهائی از وضع خفت بار موجود  تکانی میخورند سرو کله دشمن بلا فاصله پیدا میشود و سد راه میگردد. من بمحض اینکه در این وبلاگ شروع به بیان حقایق کردم عده ای از عوامل دشمن برای اینکه بنده را از ادامه این کار منصرف نمایند حملات بسیار ناروائی مستقیما متوجه من کردند و بجای اینکه روی نوشته های بنده بحث منطقی نمایند در قسمت نظریات مواردی را مطرح کردند که هیچ ربطی به نوشته هایم نداشت  تا با اینکار خود توجه مردم را از حرفهائی که بنده زده ام منحرف  نموده و به سمتی دیگر سوق دهند و بجای روشن شدن حقایق خوانندگان را درگیر یک جنگ مذهبی و غیر مذهبی کنند که با هدف این وبلاگ هیچ ارتباطی ندارد.  لذا خوانندگان محترم آنهائیکه  طرفدار حق هستند هر گاه کسی را که خارج از موضوع مطرح شده حرف میزند خیلی کوتاه تذکر دهند که آقا این اظهار نظر شما با موضوع مطرح شده هیچ ارتباط و تطابقی ندارد پس نظر شما باطل است. یک زابلی اطلاعاتی جنایتکار که همه چیز ملت بلوچ را پایمال کرده است برای خارج کردن ما ازموضوع اصلی در بعضی موارد بنام یک بلوچ اسکاندیناوی یک نظریه ضد مذهبی میدهد که هیچ ارتباطی بموضوع مورد بحث ندارد مذهبیون هم بلا فاصله بمنظور دفاع  از مذهب و معتقدات شان شروع به متهم کردن همه غیر مذهبیون به چنین و چنان بودن میکنند.  مثلا همین هامین پهره ای بنام یک بلوچ چقدر در کارمان دارد دست اندازی میکند خوب معلوم است که این یک بلوچ نیست الغرض اینکه ما مردم تحت ستم بلوچ که در حال مبارزه هستیم تاکتیک های ضد مبارزه دشمن را باید بدانیم و بنام مذهبی و غیر مذهبی بجان هم نیفتیم فعلا کار ما مبارزه با ستمی است که رژیم بوسیله زابلی ها بر ما مسلط کرده است. مذهبی و غیر مذهبی هردو بطور مشترک تحت این ستم قرار دارند  چون بلوچستان تحت اشغال زابلی ها در آمده است  و بلوچستان مال همه بلوچهاست و تنها متعلق به این جناح یا آن جناج نیست.  مذهبی اگر نماز میخواند و به احکام دین عمل میکند خوب کارخوبی میکند و برای خودش میکند و غیر مذهبی اگر نماز نمیخواند و به دیگر احکام اسلامی عمل نمیکند کار خوبی نمیکند و این را بضرر خودش میکند و بخودش هم مربوط است ولی قضیه نجات از مغول بازی های این زابلی ها بهمه ما مردم بلوچ  مربوط است لذا ما بلوچها کار فعلی و فوری مان فرستادن زابلی های ضد بلوچ به زابل است و اختلافاتی که از نظر ایدئولوژیکی بین ما هست بعدا انشاء الله براحتی خل خواهد شد. پس همراه با احترام فراوان تقاضا میکنم هر خواننده محترمی که میخواهد نظر بدهد لطفا فقط  روی نوشته های بنده نظر بدهد و حرفی خارج از موضوع مطرح شده نزند  که باعث کشمکش و جدالی بیهوده و غیر ضروری بین خودیها میشود و دشمن حیله گر هم دقیقا همین را میخواهد پس بنده از این ببعد هر نظریه ای را که خارج از موضوع است متعلق بهر طرفی که باشد  از وبلاگم حذف خواهم کرد و در اینصورت هیچکسی بنده را متهم به سانسور نظریات خود نکند چون این وبلاگ درست شده است که همه اختلافات و تناقضات بین خودیها را هر چه زودتر از میاان بردارد و نه برای براه انداختن یک دعوا بین خودیها .

در پایان همراه با سپاس برای همه انسانهای خوب و اهل منطق بهترین احتراماتم را تقدیم همه میدارم. آرمیان  

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:0  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

از :  محمد آرمیان

شعری برای مادر وطن بلوچستان

 

بلوچستان، بلوچستان، بلوچستان

منم شرمنده  در پیشت بلوچستان

 

مرا با سحر و جادو خواب کردند   ترا خنجر زده بی تاب کردند

تو گشتی پاره پاره سخت بیچاره   ز دامانت همه  گشتند آواره

منم  فرزند  نادانت  بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

بسی خفتم نبودم هیچ احساس     نجنبیدم نکردم هیچ  وسواس

ز حالت بوده ام هر وقت غافل    همه عمرم برفت بربادُ بیحاصل

منم  فرزند   نادانت  بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

فراوان رنج و سختی دیده ای مادر -  ز نادانی فرزندت غمین گردیده ای مادر

تو مجروحی زمن رنجیده ای مادر  -  ز نامردی فرزندت بخود پیچیده ای مادر

منم   فرزند  نادانت   بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

به  درد بی حسابت آشنا گشتم     زحرف  لا جوابت  جابجا   گشتم

زخواب بس گران اکنون بپا گشتم  زبی حسَی و نا مردی جدا گشتم

منم   فرزند   نادانت  بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

 به قربانت همه خونم همه جانم     دگرمّردم ببین این تیرو پیکانم

تو امید   منی  و   پاره  جانم     و ایمن باش وبنگر عهد و پیمانم

منم  فرزند  نادانت    بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

دعایم  کن  خدایم   یار باشد      مرا  یاور  درین   پیکار  باشد

شهادت یا  که  آزادی  مادر      یا زدشمن سر مرا در کار باشد

                                    منم  فرزند   نادانت   بلوچستان

منم شرمنده در پایت بلوچستان

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:17  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

چند کلمه با هامین پهره ای

 

هامین پهره ای

        دهن لقیده و قلم فروخته،

بعد از آن لجن پراکنی ها که بدون هیچ دلیلی در حق من کرده بودی، جوابت را خیلی محترمانه دادم ولی جنست مثل اینکه آنقدرشیسشه خورده دارد که با زبان احترام  سازگار نیست چون یکی از نظریات دیگرت را خواندم دیدم که باز داری چرند میگی و احترام هیچ تاثیری در تو نداشته است.

ببین هامین من اسم خودم را بطوردقیق گفته ام و یکبار دیگر هم میگویم: محمد آرمیان معروف به عبدالواحد که تحت همین نام اصلی ام در وبلاگ وتواجهی یک سری حرف زده ام که هرکسی آنها را بار بار میتواند ببیند و در تمام این حرفهائی که زده ام در یکجا هم نامی از هامین پهره ای نبرده ام بلکه روی سخنم با رژیم و عوامل جنایتکارش دراستان بوده است و حرفهائی هم در جهت آگاهی دادن بمردم بلوچ.  پس ازآمدن این حرفها در منظر عام شخصی با نام مستعار هامین پهره ای وارد صحنه شده است هیچ حرف  دیگری که بدرد مردم بخورد نزده و مستقیما به سراغ آرمیان رفته و ایشان را هدف گرفته است و بطور مرتب بسمت او دارد لجن پراکنی میکند و همین  هامین پهره ای با نامهای مستعار دیگری نظیر بلوچ اسکاندیناوی و در ایمیل با نام عاشق بلوچ و با نامهای متعدد دیگری در قسمت نظریات دارد آرمیان و مذهب اسلام را مورد حمله قرار میدهد و تهمتهای جورواجور وارد میکند. خوب هامین فکر میکنی این مردمی که هم حرفهای بنده را میبینند و هم حرفهای شما را هیچی نمی فهمند؟ با این موضعی که گرفته ای فکر میکنی مردم نمیدانند که تو یک عامل و مزدور رژیمی؟ آیا مردم نمی فهمند که تو یک بلوچ نیستی چون یک بلوچ هر چقدر هم که نفهم باشد دیگر اینقدر مثل تو پست نمیشود؟

        شکر خدای را که دشمنان ما را خر آفریده است و مهر نادانی بر مغزشان کوبیده است تا نفهمند چکار دارند میکنند.

هامین بدان، یک خر هر چقدر عر عر بکند مردم تحت تاثیر عرعر او قرار نمیگیرند. تو هیچی نمیفهمی هامین و این اطلاعات هم مثل اینکه هیچی نمیفهمد که بتو دارد حقوق میدهد چون تو نمیدانی چکارکنی که بنفع رژیم باشد و بضرر مبارزین. هامین تو هرچه بیشتر در حق من لجن پراکنی کنی و هرچه بیشتر زور بزنی که مرا در انظار مردم بدنام و رسوا نمائی بدان که بر خوشنامی و محبوبیتم اضافه خواهد شد چون مردم عقل دارند بدبخت، این مردم انسان هستند همه چیز را میفهمند. با این حرفهای بی سروته و کینه توزانه ای که میزنی  خوب میفهمند که تو یک نا آدم لجن گرفته هستی و بهمین دلیل است هر آنچه که از قلم و زبانت بیرون میاید لجن است. هامین لجن گرفته لطفا خسته نشو و این  آرمیان را اصلا رها نکن چون هر کلمه این آدم مانند بمبی است که بر مغز شما دشمنان قسم خورده ملت بلوچ فرود میاید و سروصدایتان را درمیآورد، حواس باخته تان میکند طوریکه شروع میکنید به هزیان گفتن از نوع همین هزیانهائی که تا حالا گفته ای اطلاعاتی کثیف.  تو کجا هشت سال وقتیکه من بقول شما در این کشور وآن کشور از مردم بدبخت بلوچ پول میگرفتم و عیاشی میکردم در کوهستانهای بلوچستان با اسلحه مبارزه کرده ای و هیچ کسی هم تو را ندیده است و اسمت را هم نشنیده است بی خجالت چشم دریده. حالا که تو اینقدر جرات داشته ای که با اسلحه هشت سال در کوهستانهای بلوچستان با پاسداران بجنگی خوب این جرات را هم داشته باش و اسم حقیقی ات را بگو تا ما مبارزات قهرمانانه ات را ستایش کنیم احمق الدوله.  تو هر که هستی، هر جا هستی خیلی پستی و معلوم است که در حق ملت مظلوم بلوچ خیلی جنایت کرده ای و حالا  هم در این میدان مبارزه رسانه ای همه دارند می بینند که داری جنایت میکنی چون بر علیه مبارزین این  ملت قیام کرده ای و چون کار دیگری نمیتوانی بکنی در جائی پنهان حفاظت شده نشسته و مشغول لجن پراکنی و هرزه سرائی بر علیه مبارزین هستی تا مزد بگیری مزدور بیشرف. هامین این را بدان هر بلوچی که این لجن پراکنی های تو را می بیند یک لعنت نثارت میکند و گیر هر یکی از بلوچهای ستم کشیده هم که بیفتی این زبان کثیفت را از حلقومت بیرون کشیده جلو سگ میاندازد تا بخورد  و من مطمئن هستم که بمحض خوردن این سگ استفراغ خواهد کرد از بس که این زبانت کثیف و گندیده است. ضمنا خودت را در ردیف خسرو ملازئی هم قرار نده احمق چون او یک انسان محترم و سنجیده  است و اصلا نمیشود تو را با او مقایسه کرد فاصله بین او و تو از نظر انسانیت مثل فاصله  زمین با آسمان است و دیگر هیچ.......  چون شما هرچقدر بسمت ما عوعو کنید ما باز هم به راهمان ادامه خواهیم داد زابلی اطلاعاتی خالی شده از شرف، دشمن قسم خورده ملت بلوچ.     آرمیان

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:6  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

 

 

قابل توجه

خوانندگان محترم سایت وتواجهی

 

درود و سلام فراوان بر همه آنهائیکه در جبهه حق هستند و با نیت نیک باین سایت مراجعه میکنند.  و  لعنت و نفرین بی حساب بر دشمنان ملت مظلوم بلوچ که هم در فضای آزاد و محیط زیست مشغول قتل و سلاخی این ملت مظلوم هستند و هم در این فضای مجازی اینترنت و در این سایت که بیانگر بی باک مسایل و دردهای بیشمار این ملت است صف آرائی کرده و مانع رسیدن اطلاعات و آگاهی های لازم به این مردم هستند. دشمن جنایکار همانطوریکه مرزها را چنان بسته است که اجازه انتقال یک نشریه آگاهی دهنده را بداخل مملکت نمیدهد تا مبادا این مردم تحت ستم و شستشوی مغزی شده به آگاهی برسند و پس از رسیدن به آگاهی دمار از روزگار این جنایتکاران برآورند حالا به این سایت مردمی و انقلابی هجوم آورده اند تا مانع انتقال آگاهی های لازم بمردم شوند و با شیوه های مختلف شروع کرده اند به تهدید و تهمت سرائی و شایعه پراکنی بر علیه اینجانب محمد ارمیان نویسنده این سایت تا بزعم خود بنده را با این حملات سرجای خود بنشانند و جلوی این کار انقلابی را بگیرند ولی خیلی خیلی کور خوانده اند چون تا اندک توانی در وجود ماست در راه همین مبارزه مقدس صرف خواهد شد و این دشمن ضد انسان بالاخره سرجایش خواهد نشست و پیروزی همیشه متعلق به مظلومان مبارز است ولی باید قبول کرد که مبارزه با این شیاطین پر مکر و پر حیله و جنایت پیشه کار آسانی نیست و بقول معروف گاو نر میخواهد و مرد کهن. ما که وارد صحنه مبارزه شده ایم تا ملت مظلوم و سرزمین اشغال شده مان را از زیر لگد این جنایتکاران رها کنیم با این اراجیف و رجزخوانیهای مزبوحانه این روباه صفتان که با نام جعلی و مستعار مشغول هرزگی و تهمت فراکنی هستند تا مانع این کار  شوند از پای نخواهیم نشست و بدانند که این جنایتکاران مزدور و معلوم الحال هرچه بیشتر بر علیه ما تبلیغ و تهمت پراکنی کنند بر شهرت و حقانیت ما اضافه خواهد شد چون خدا در جای حق نشسته است و این معرکه بین مظلوم و ظالم را دارد نظاره میکند و از این مقاومت ما مظلومان سخت کوش در مقابل یک رژیم اختاپوس که هزار دست و پا و چشم و گوش دارد  راضی است و دیری نخواهد پائید که جنابتکاران بسزای اعمال ننکین شان خواهند رسید.

          این سایت دو سه ماهی است که درست شده ولی حدود یکماه است که تقریبا بطور روزمره فعال بوده است. هدف این سایت هدفی مشروع است و بمنظور آگاهی بخشیدن ملت شدیدا تحت ستم بلوچ از حقایقی است که بطور آشکار و پنهان توسط عوامل رژیم بی عدالت در محیط زیست و سرزمین شان در جریان است تا این ملت را برای همیشه نابود کنند. ما برای اینکه  بطور کلی نابود نشویم و ملت مظلوم و محکوم بلوچ از حد اقل حقوق انسانی پایمال شده درسرزمینش برخوردار گردد مشغول فعالیت هستیم و مسایلی را مطرح میکنیم که بنحوی مرتبط با خوشبختی این قوم است ولی در این فاصله کوتاه  متوجه شدیم که عوامل رژیم در این جبهه هم سخت به تکدو افتاده اند تا اجازه ندهند که حرف حق بگوش مردم مان  برسد و با دادن نظریات نادرست، تفرقه افکنانه و بسیار کینه توزانه که  برای هر آدم با شعوری کاملا ملموس و قابل فهم است میخواهند روند این برنامه آگاه سازی را کند کنند. مسئول پرونده بنده در اطلاعات رژیم هم کاملا و بطور روزمره و با نامهای مختلف در ارتباط با وبلاگ وتواجهی است و با وارد کردن تهمت های ناروائی  به بنده قصد تخریب کردن چهره ام را دارد تا بلکه بتواند بنده را از ادامه اینکار منصرف نماید. ایشان تقریبا قبل از یکماه با تماس مکرر به افراد خانواده ام از آنان خواسته بود که بنده را دعوت به بازگشت بوطن نمایند و باصطلاح تامین بدهند و بالاخره ارتباط تلفنی اش با من برقرار شد ایشان با لهجه ای خیلی دوستانه و باصطلاح خودمانی بمن گفنتد که شما هیچ مشکلی ندارید برگردید پیش خانواده و خانه و زندگی تان.  این دربدری چه فایده ای برای شما دارد که در این سن بالا دور از خانواده و در زحمت باشید. من بایشان گفتم که یکبار تامین گرفتم برادران نه تنها اینکه به تعهدات شان عمل نکردند بلکه خیلی هم بازی سرم درآوردند و حالا هم که برگردم همان بازیها باز شروع میشود گفت نه حالا مسئول پرونده ات من هستم شما بیائید همه چیزت روبراه خواهد شد البته نمیتوانیم برایت کاخ کرملین بسازیم ولی مشکلاتت را حل میکنیم. گفتم نه اول شما یک آدرس پستی بمن بدهید من یک نامه برای شما مینویسم و یک نامه هم برای رهبر و پس از قبول شرایطم و از طریقی مطمئن بازخواهم گشت ولی چون ایشان میدانست که یکی از شرایط من انخلای زابلیها از بلوچستان است و این شرطی است که  آنها به هیچوجه  قبول نمیکنند و با این حساب منهم بر نخواهم گشت لذا آدرسی بمن نداد که این نامه مشروط را بنویسم.  و من هم میدانستم که این دعوت به تامین را از همه انهائیکه با امیر عبدالمالک رهبر انقلابی بلوچستان در ارتباط هستند بعمل میآورند تا بدینوسیله ایشان را دست تنها کنند و این حرکتی را که پس از سالهای سال نا امیدی اینک در بلوچستان بوجود آمده است با این روش ساده و تطمیع کننده خنثی نمایند.  حالا با باز شدن وبلاگ واتواجهی و مطالبی که در آن میآید سخت نگران هستند چون خوب میدانند که اگر این سایت موفق به ادامه کارش شود چه بروزشان میآید بهمین دلیل عوامل متعددی از اطلاعات رژیم با نامهای مختلف دست بکار شده اند و برای متوقف کردن این سایت مسایلی حاشیه ای و بی ربط در قسمت نظریات خوانندگان مطرح میکنند و بطور بسیار موذیانه ای دارند جو سازی می نمایند تا مبارزین بلوچ را بنام مذهبی و غیر مذهبی بجان هم بیندازند و مشغول بد و بیراه گفتن بیکدیگر کنند و این حیله بسیار ظریفی است که دشمن در این مقطع دارد بکار میگیرد ولی بهرحال حق حق است و باطل هم باطل و حقیقت زیاد پنهان نمی ماند همانطوریکه آفتاب زیر ابر برای مدت زیادی باقی نمیماند. این اطلاعاتی ها از طرفی با طرح مطالبی بنام مذهبیون بر علیه سکولر ها و بر عکس از طرف سیکولر ها بر علیه مذهبیون عملا  جنگ ملت مظلوم بلوچ با نظام ظالم را تبدیل به جنگ دو جناح مذهبی و غیر مذهبی ملت بلوچ کرده اند و با این میخواهند ما را از هدف اصلی دور کرده و در جائی دیگر که حقیقتا مورد نظر نیست مشغول نگهدارند.  آین  اطلاعاتی ها بهر حال کارشان را که تهمت پراکنی و بدنام کردن مبارزین و حوصله شکنی آنان است میکنند چون برای اینکار حقوقهای کلان دارند میگیرند.

  ما از نوشته های مان پیداست که در حال مبارزه با رژیم هستیم این را هر آدم با وجدانی هم درک میکند و اگر وجدانش سالم باشد ما را تائید خواهد کرد و انهائیکه مستقیما و بدون دلیل بما حمله میکنند مثل همین آقای هامین پهره ای بدون کمترین تردیدی عوامل و جیره خواران رژیم هستند بدلیل اینکه جنگ ما با رژیم است و جنگ اینها با ما  در این صورت چه شکی باقی میماند که اینها متعلق به رژیم نباشند پس هیچیک از نظریات اینها چون از سوی دشمن و معاندانه هست هیچ ارزشی ندارد که در سایت مان محفوظ بماند و وقت مان که باید صرف کار مثبتی شود با خواندن این اراجیف تلف گردد  بنا بر این اراجیفی را که از سوی اینها میآید باید حذف کرد و صدای آقای اطلاعاتی از این پس در نیاید که آقای آرمیان چرا نظریه مخالفین را حذف میکنی!؟ اینها اگر نظریه همراه با منطق بود ما حفظ میکردیم ولی چون چرند و آشغال و زباله  است باید بدور ریخته شود.

          بنده ملاحظه کردم نظریاتی که برای بلوچهای اروپا نوشته میشود خیلی حاد و تند و نامعقول است و این صحیح نیست چون همه بلوچهای اروپا  مشروبخور و زن باز و ولنگار نیستند و اگر تک توکی از این نوع پیدا میشود چوبش را بهمه نباید زد جمع کثیری از آنها را من می شناسم خیلی انسانها سنجیده و با شخصیت و پای بند باصول اخلاقی هستند و برای قضیه بلوچ کار فراوان کرده اند و هویت از بین رفته بلوچ را زنده کرده و به جهانیان شناسانده اند خوب اگر بعضی ها دیندار نیستند این یک امر شخصی است و بخود شان مربوط است ولی کاری را که برای شناسائی ملت بلوچ در سطح جهان انجام داده اند خیلی با ارزش و قابل تقدیر است پس بخاطر دیندار نبودن نباید به آنان حمله کرد. بطور مثال اگر یک مسجد در یک شهر یا محله آتش بگیرد و برای نجات این مسجد از انهدام و نابودی خاموش کردن آتش امری ضروری گردد و همه مردم آن محله در خاموش کردن این آتش شرکت کنند کار بسیار خوبی است و در این کار نیک نمیشود جلو کسی را گرفت که تو حق نداری در این کار شرکت کنی چون نماز نخوانده ای.   لذا مذهبیون و غیر مذهبیون بلوچ از پریدن بهم و از چنین و چنان گفتن یکدیگربه پرهیزند چون دشمن در صحنه و در کمین است و هرجا که فرصت کند از کاه کوهی میسازد و ما را مشغول برداشتن آن کوه از سر راهمان میکند.

          اینهائیکه با نام مستعار بشکل مخالفین ما وارد صحنه میشوند اصلا تمیتوانند بلوچ باشند یا زابلی هستند و یا فارس و اگر تک و توکی بلوچ هم باشند معلوم است که خودفروخته و بی شرف هستند. بنظر بنده یک   بلوچ با وجدان و با شرف  حتی اگر سیکولر و لادین باشد هم دیگر اینقدر بی غیرت و نفهم و پست نیست که برای حرکتی که برای نجات ملتش از ظلم بوجود آمده است اینطور بی شرمانه و ناجوانمردانه حمله کند این حمله های ناجوانمردانه فقط کار دشمن میتواند باشد آنهم دشمن قسم خورده .  آن بلوچهای مذهبی که میخواهند کار بنده را تائید و یا بنده را تشویق به ادامه اینکار مینمایند فقط بهمین مقدار کفایت کنند و هیچ لزومی ندارد که به براداران مان در اروپا بخاطر اینکه مذهبی نیستند حمله نمایند. و نظریاتی را که از سوی عوامل دشمن بمنظور کارشکنی و ایجاد بدگمانی میآید خود کاملا مشخص است و نباید به آن اهمیتی داده شود، چون دشمن دشمن است و هیچ دشمنی نمیآید از دشمنش تعریف و تمجید کند. مبارزه ملت مظلوم بلوچ به رهبری آگاهانه و مردانه امیر عبدالمالک قهرمان  حفظه الله   با اراده ای محکم تر از پیش و بکوری چشم همه دشمنان  ادامه خواهد یافت.

زنده باد عدالت ، زنده باد خودمختاری بلوچستان در چهار چوب ایرانی آباد و آزاد  ومستقل و فدرال.  خوانندگان فقط به نوشته های بنده توجه کنند و نه به نظریات. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 7:30  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

 

توجه !  توجه!  توجه !

عذر خواهی از برادر عزیز و محترم

جناب آقای خسرو ملازئی

     در وبلاگ پهره نسبت به توهین پراکنی در حق ینده  از طرف هامین پهره ای وارد شده بود که در پائین دیدم که اسم نویسنده خسرو ملازئی بود فکر کردم که هامین پهره ای و خسرو ملازئی هردو یکی هستند و لذا من جواب اتهامات وارده  را در خطاب به خسرو ملازئی نوشتم ولی در قسمت نظریات دیدم که پیامی از برادر خسرو آمده بود که نویسنده آن اتهامات من نیستم بلکه آقای هامین پهره ای هستند و ایشان باید جواب بدهند  لذا بخاطر این اشتباه من از برادر عزیز جناب آقای خسرو ملازئی خیلی خیلی خیلی معذرت میخواهم امیدوارم که ایشان  بزرگواری فرموده بنده را بخاطر این اشتباه مورد عفو قرار دهند و بنابر این این نامه خطاب به آقای هامین پهره ای میباشد و نه آقای خسرو ملازئی  و امیدوارم که آقای هامین پهره ای بفرمایند که کی هستند تا ما این آقای مترقی را بدانیم و نامه ای دیگر برای ایشان با نام خودشان بنویسیم. آرمیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 14:54  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  | 

 

انچه در پائین میاید اعتراضات 

  "هامین پهره ای)  است که مستقیما به شخص بنده وارد کرده است و چنان حمله ور   شده است که گوئی پدرکشتگی دارد و میخواهد انتقام بگیرد حال آنکه من در تمام نوشته هایم هیچ اسمی از این برادر عزیز نبرده و روی سخنم با رژیم ظالم و عوامل ستمگرش در منطقه بوده است. دشمنی ما با این نظام دیکتاتوری و بی عدالت است ولی دشمنی این شخص بطور  آشکار با بنده و همه آنهائی است که به دین اسلام پای بند هستند. این شخص حرف از دموکراسی وحقوق شهروندی و حقوق بشر میزند ولی از نوشته هایش  چنین پیداست که هنوز معنی هیچیک از این کلمات را بدرستی نمیفهمد و همینطور طوطی وار واژه هائی را که گوئی دیگران جویده و در دهانش  گذاشته باشند دارد بلغور میکند و با این کارش دلخوش دارد  که یک آدم سیاسی شده است و مثلا دارد کار سیاسی میکند ولی چون قضاوت درست را همیشه دادگاه خلق یا توده های مردم میکنند ما قضاوت غیر جانبدارانه ومنصفانه را بعهده خوانندگان محترم میگذاریم و  اینست اعتراضاتی که این آقای خیلی متمدن وخیلی سیاستمدار و خیلی با سواد در وبلاگ بسیار خوب و دموکراتیک پهره  به بنده وارد کرده است:

"اگر توجه کنیم در مقالات ایشان در ویب لاگ خود ھیحگاه صحبت از دموکراسى٬ حقوق شھروندى٬ رعایت حقوق بشر طبق موازین حقوق بشر سازمان ملل متحد نمیشود. بیشتر مقالات ایشان در لعن و نفرت فرستادن به زابلى و آمریکاییھا دور میزند٬ گویى در کتاب ایشان زابلى ھا بلوچ نیستند و آنھا را غیر بلوچ مى پندارند. اخیرأ آقاى آرمیان مجددأ حضور به صحنه سیاسى بلوچستان به ھم رسانده اند که این خود امید به فعالیتھاى سیاسى ما را بیشتر کرده است و شاید منجر به شعله ور شدن آتش زیر خاکستر آزادیخواھى در بلوچستان غربى شود٬ توجه شود که آزادیخواھى به معنى استقلال طلبى نیست .

اینکه آقاى آرمیان بعد از ۲۸ سال سکوت دوباره به صحنه آمده است سٶال بر انگیز است و مقاله آقاى آرمیان  ' براندازی نظام یا اصلاح آن برای ملت بلوچ کدامیک بهتراست؟"  در مورد انتخاب اصلاح کردن حکومت مطلقه ولایت فقیه یا انقلابى دیگر در ایران جاى تأمل دارد که ایشان در مقاله خود با پیوند خود با مذھب و دین در خواست اصلاح کردن رژیم دد منش و خونخوار مذھبى ایران را میکنند٬ و مى خواھند ھمه فدارکایھاى بلوچ و غیر بلوچ در ایران در بر قرارى دموکراسى و حقوق شھروندى را فداى بقاى رژیمى کند که دستش به خون صدھا ھزار انسان بى گناه آغشته است. من در صداقت ایشان که در مقدمه مقاله خود میفرمایند " اظهار نظر و آزادی بیان حق هر انسانی است" شک دارم زیرا افکار و ایدٶلوژى ایشان افکار اسلامى رادیکالى ھستند که از خالد شیخ به خاطر بلوچ بودن آن و آنھم به دلیل اینکه خالد شیخ متعلق به سرباز و شھرستان ایرانشھر در ایران است٬ دفاع میکند و لعن و نفرت بر زابلى و آمریکایى میفرستد.  ایشان فراموش کرده اند که در ایدٶلوژى اسلامى جایى براى بیان افکار و نظرات ھیح انسانى نیست٬ و این در تاریخ اسلام صد ھا ھزار بار ٽابت شده است. ولى چون ایشان در قدرت نیستند٬ از بیان نظرات اشخاص به عنوان یک تاکتیک موقتى دفاع میکنند و شاید ھم براى خود ھم دلیل درست میکنند که حق بیان نظرات خود را دارند. البته بر اساس اصول دموکراسى بیان نظرات حق مسلم ایشان است. اگر توجه کنیم در مقالات ایشان در ویب لاگ خود ھیحگاه صحبت از دموکراسى٬ حقوق شھروندى٬ رعایت حقوق بشر طبق موازین حقوق بشر سازمان ملل متحد نمیشود. بیشتر مقالات ایشان در لعن و نفرت فرستادن به زابلى و آمریکاییھا دور میزند٬ گویى در کتاب ایشان زابلى ھا بلوچ نیستند و آنھا را غیر بلوچ مى پندارند. ایشان یا فراموش کرده اند یا نادیده میگیرند که قانون اساسى ایران قابل اصلاح شدن نیست که بعدأ به آه خواھیم پرداخت.

اگر به سیر تکاملى نیروھاى سیاسى و مبارز بلوچ توجه کنیم در خواھیم یافت که شاید بتوان گفت که ھمه نیروھاى مبارز بلوچ سیر تکاملى به طرف دموکراسى٬ حقوق شھروندى٬ و حقوق بشر سازمان ملل متحد را پیموده اند و از تار محکمى که ایدیٶلوگھاى فارس زبان٬ انحصار طلب٬ قدرت طلب و یک پارچه طلب به دور آنھا با سفسطه ھاى سیاسى تنیده بوده اند به در آمده اند و دور محور فدرالیسم٬ دموکراسى بر اساس قانون اساسى(دموکراسى مشروطه)٬ حقوق شھروندى گرد ھم آمده اند٬ ایجاد دولت فدرال مرکزى با قدرت محدود و واگذارى قدرت مردمى به استانھا و ایالتھا٬ دموکراسى مشروطه(دموکراسى بر اساس قانون اساسى جدید که قراد دادى بین مردم بلوچستان و نمایندگان استانى آنھا با مردم استانھاى دیگر و نمایندگان آنھا جھت تدوین حدود قدرت دولت فدرال مرکزى است) از عمده ترین اھداف سیاسیون بلوچ است. به نظر میرسد که آقاى آرمیان در این ۲۸ سال به دور از تمدنھاى انسانى زندگى کرده است و و دگرگونیھا و پیشرفتھاى علمى٬ اقتصادى٬ سیاسى و تکنولوژى ھیچگونه تأٽیرى بر ایشان نداشته است. ایشان وطیفه به عقب برگرداندن سیاسیون بلوچ را به عصر حجر به عھده گرفته اند. ایشان خیال میکنند که بلوچ ھا به دام کلمات قشنگ مذھبى ایشان خواھند افتاد که ایشان را به عنوان خلیفه سرباز قبول کنند٬ و ھر شھر بلوچستان خلیفه اى براى خود خواھد باشد.

در مقاله ایشان اشاره اى به فدرالیسم جھت مھار قدرت دولت مرکزى و دموکراسى جھت رعایت حقوق شھروندى نشده است که به آسانى قابل درک است زیرا در سیاست اسلامى جایى براى بیان نظرات و ابراز عقاید نیست٬ ایشان گرفتار اوھام مالیخولیاى مذھبى بودند ولى الآن شدت بیشترى در بیان آنھا نشان میدھد٬ به نظر میرسد که ایشان فضا را براى رھبرى یک حرکت مذھبى سنى بر علیه حکومت مذھبى ایران را مناسب دیده اند که این فرصت مناسبى براى رشد فرصت طلبى به وجود آورده است و شاید به این فکر باشد که رھبرى سیاسى جنداﷲ را از دست آقاى عبدالمالک ریگى بگیرد  که خود رھبر سیاسى شود و آقاى عبدالمالک ریگى را به رھبرى نظامى به گمارد و یا جنبش مقاومت مردمى ایران را به انحراف بکشاند.  اگر این مقاله آقاى آرمیان را با مقالات دیگر ایشان مقایسه کنیم به خوبى در میابیم که ایشان دچار تناقض شدید ھستند که از طرفى مبارزه مسلحانه را به رھبرى جنداﷲ تشویق میکنند و به زابلى ھاى( به خوان بلوچ زابلى) بیگناھى که ھیچ نقشى در جنایات باند دھمرده و شھریارى ندارند حمله میکند و از طرفى دیگر میخواھند این رژیم ددمنش ولایت فقیه را اصلاح کنند. آقاى آرمیان نیاز به یک دوره ۴ ساله تحصیلى علم سیاست دارند. یا آقاى آرمیان در گرد و غبار سیاست و تکنولوژى گم شده است و نمیداند که به ترکستان میرود یا از رھبر ولایت فقیه سید على خامنه اى چنین دستور دریافت کرده است.

از این مقاله اقاى آرمیان چنین بر مى آید که ایشان یکى از سلولھاى خوابیده کمکى رژیم ولایت فقیه بوده است که دستور آماده باش براى مقابله با مبارزات ایرنیان گرفته است که وظیفه آن به انحراف کشیدن مبارزات ایرانیان بر علیه ولایت مطلقه فقیه است. افراد و سازمانھایى از این دست کم نیستند٬ نمونه آن سازمان  Campaign Against Sanctions and Military Intervention in Iran(CASMII) است که مخالفت با تحریمھا را بھانه کرده و به تبلیغ به نفع ولایت فقیه از طریق لابى رژیم در غرب مى پردازد٬ دیگرى جنبشھاى صلح و تظاھرات به نفع صلح در آمریکا است که ھمه اینھا از سلولھاى کمکى ولایت فقیه ھستند که در زمان آرامش از ولایت فقیه حقوق دریافت میکنند٬ بدون اینکه کارى انجام دھند٬ ولى در مواقع ضرورى بسیچ میشوند که رژیم را از چالش برھانند. آاقاى آرمیان شما بیھوده فکر میکنید که بلوچھا ھمان بلوچھاى ۳٠ سال پیش ھستند.

ھامین پھره اى

فوریه ۲٠٠۸

haminpahr@yahoo.com

 

جواب به  برادر محترم هامین پهره ای

در رابطه با نوشته بالا

          سلام  (هامین پهره ای)

          پس از سلام و تقدیم مراتب ادب و احترام،  در رابطه با نوشته بالای تان مطالب ذیل را بعرض جنابعالی میرسانم تا مردم بلوچ که داوران اصلی در صحنه سیاست منطقه خودهستند،هم به اظهارات این بنده ناکاره و  بیسواد و غیرسیاسی و مرتجع و سلول خفته رژیم ولایت فقیه و غیره وغیره و هم به  اظهارات بسیار لبریز از سواد سیاسی و انقلابی  جنابعالی  و دانش مترقیانه تان قضاوتی در ذهن خود بکنند و اگر خواستند آنرا  به وبلاگ پهره و رسانه های دیگر هم بدهند تا در این بر خورد آراء و نظریات مختلف در میان افراد بک قوم حقیقت روشن گردد تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.  لذا آقای خسرو عزیز جواب فرمایشات شما را بنده قطعه قطعه بشرح ذیل میدهم هر چند که این نوشته تان اصلا ارزش آنرا نداشت که به آن جوابی داده شود ولی اگر آنرا بی جواب میگذاشتم شاید بعضی ها فکر میکردند که شما داری راست میگی.   شما در آغاز نوشته تان این تهمت را وارد میکنید :

 " اگر توجه کنیم در مقالات ایشان در ویب لاگ خود ھیحگاه صحبت از دموکراسى٬ حقوق شھروندى٬ رعایت حقوق بشر طبق موازین حقوق بشر سازمان ملل متحد نمیشود. بیشتر مقالات ایشان در لعن و نفرت فرستادن به زابلى و آمریکاییھا دور میزند٬ گویى در کتاب ایشان زابلى ھا بلوچ نیستند و آنھا را غیر بلوچ مى پندارند "

جواب :  این ادعای شما درست نیست آقا یا خانم هامین پهره ای- یا شما همه مطالب وبلاگ وتواجهی را بدقت نمیخوانید و یا آنکه نیت تان آنقدر بد و ناپاک  است که بشما اجازه نمیدهد که حقایق موجود در آنرا به بینید و یا بفهمید. در این وبلاگ خیلی از حقوق شهروندی ملت بلوچ حرف زده شده است شما فقط اساسنامه نهضت عدالت بلوچستان را که در این وبلاگ آمده است بدون حب و بغض مطالعه بفرمائید خواهید دید که همه حقوق شهروندی ملت بلوچ در آن گنجانده شده است و چطور شده است که شما آنرا ندیده اید تهمت میزنید که از حقوق شهروندی و دموکراسی هیچ حرفی نزده است؟ و بعد اینکه همه ظالم ها مستحق طعن و لعن و نفرین هستند ولی بنده آنچنُان طعن و لعن و نفرینی هنوز نکردم ام و درآینده ممکن است بکنم. و باز میفرمائید که در کتاب ایشان گوئی که زابلی ها بلوچ نیستند. خوب  بله که بلوچ نیستند بنده اینرا گفته ام و هزار بار دیگر هم میکویم  ولی تعجب در اینجاست که شما بزعم خود سیاستمدار بزرگ چطور هنوز این را نفهمیده اید!؟ آقای خسرو عزیز خیلی فهمیده و پر از معلومات! ببینم زبان زابلی با زبان بلوچی یکی است؟ لباس زابلی با لباس بلوچی یکی است؟ فرهنگ زابلی با فرهنگ بلوچی یکی است؟ دین زابلی ها  با دین مردم بلوچ یکی است؟ موسیقی زابلی با موسیقی بلوچی یکی است؟ اسم های زابلی با اسمهای بلوچی یکی است؟  خوب اینرا هرکسی و حتی هر چوپانی هم میداند که یکی نیست و این تنها شما مغز سیاسی و متفکر ملت بلوچ هستید که موضوع به این روشنی را هنوز نفهمیده ایدً! بله این درست است که تعداد اندکی از مردم بلوچ  در زابل سکونت دارند و بیش از پنجاه  در صد زابلی ها در بلوچستان و با عنایت این رژیم غیر عادل همه امور متعلق بمردم بلوچ را در دست گرفته اند. استاندار، مسئولین دفتر رهبری، رادیو تلویزیون،  نیروی انتظامی، اطلاعات، قضات دادگستری، مدیران کل، زندان بانان و مرزبانان همه زابلی هستند و کارهائی را دارند با مردم بلوچ انجام میدهند که اسرائیل از انجام آن در حق فلسطینی ها شرم دارد.  اینها اگر اصلاح نشوند و این رفتار فاشیستی خود را در حق مردم بلوچ تغییر ندهند ما هم با قلم و هم با اسلحه به آنان حمله خواهیم کرد تا از مظالم این زابلی های تازه به دوران رسیده از حقوق شهروندی خود دفاع کرده باشیم خسرو عزیز.  ما بطور بالقوه مخالف و دشمن هیچکسی نیستیم نه انگلیس، نه امریکا، نه ملت فارس و نه ملت پنجابی و غیره. مخالفت ما زمانی شروع میشود که از سوئی رفتاری تجاوزکارانه و غیر عادلانه در حق ما بشود. این رفتار بعضی ها با ماست که باعث میشود که ما با آنان از در مخالفت درآئیم و این حق طبیعی هرکسی است که از خودش دفاع کند.  در زمان رژیم پهلوی مردم بلوچ و مردم زابلی بدون کمترین نفرت و تصادمی در کنار هم زندگی میکردند و هردو علی السویه تحت ظلم آن نظام بودند این وضع نفرت انگیز و خصمانه را جمهوری اسلامی در استان بوجود آورد. زابلی ها با اسلحه  و امکاناتی که نظام جمهوری اسلامی در آختیارشان گذاشته است دارند مردم بلوچ را در خانه خود تحقیر و سرکوب و غارت میکنند و این برای ما مردم بلوچ دیگر اصلا قابل تحمل نیست و هر بی غیرتی که این وضعیت را تحمل میکند بخودش مربوط است آقای هامین.

          دروغ بعدی :

" اخیرأ آقاى آرمیان مجددأ حضور به صحنه سیاسى بلوچستان به ھم رسانده اند که این خود امید به فعالیتھاى سیاسى ما را بیشتر کرده است و شاید منجر به شعله ور شدن آتش زیر خاکستر آزادیخواھى در بلوچستان غربى شود٬ توجه شود که آزادیخواھى به معنى استقلال طلبى نیست . "

جواب :

          آقای هامین!  دروغ میگی ، بخدا داری دروغ میگی. اگر حضور بنده  در صحنه سیاسی امید تان را به فعالیتهای سیاسی تان بیشتر کرده است دیگر اینهمه تهمت و افترا و حمله و اراجیف چرا برادر !؟

تهمت بعدی:

اینکه آقاى آرمیان بعد از ۲۸ سال سکوت دوباره به صحنه آمده است سٶال بر انگیز است و مقاله آقاى آرمیان  ' براندازی نظام یا اصلاح آن برای ملت بلوچ کدامیک بهتراست؟"  در مورد انتخاب اصلاح کردن حکومت مطلقه ولایت فقیه یا انقلابى دیگر در ایران جاى تأمل دارد که ایشان در مقاله خود با پیوند خود با مذھب و دین در خواست اصلاح کردن رژیم دد منش و خونخوار مذھبى ایران را میکنند٬ و مى خواھند ھمه فدارکایھاى بلوچ و غیر بلوچ در ایران در بر قرارى دموکراسى و حقوق شھروندى را فداى بقاى رژیمى کند که دستش به خون صدھا ھزار انسان بى گناه آغشته است. من در صداقت ایشان که در مقدمه مقاله خود میفرمایند " اظهار نظر و آزادی بیان حق هر انسانی است" شک دارم زیرا افکار و ایدٶلوژى ایشان افکار اسلامى رادیکالى ھستند که از خالد شیخ به خاطر بلوچ بودن آن و آنھم به دلیل اینکه خالد شیخ متعلق به سرباز و شھرستان ایرانشھر در ایران است٬ دفاع میکند و لعن و نفرت بر زابلى و آمریکایى میفرستد.  ایشان فراموش کرده اند که در ایدٶلوژى اسلامى جایى براى بیان افکار و نظرات ھیح انسانى نیست٬ و این در تاریخ اسلام صد ھا ھزار بار ٽابت شده است. ولى چون ایشان در قدرت نیستند٬ از بیان نظرات اشخاص به عنوان یک تاکتیک موقتى دفاع میکنند و شاید ھم براى خود ھم دلیل درست میکنند که حق بیان نظرات خود را دارند. البته بر اساس اصول دموکراسى بیان نظرات حق مسلم ایشان است.

جواب :

آقای هامین،  شما یا مقاله را با دقت نخوانده اید و یا نفهمیده اید و یا اینکه نیت تان ناپاک است شما  زحمت بکشید مقاله را یکبار دیگر بخوانید و بعد جواب را با نیک نیتی بنویسید.

          در مورد براندازی نظام و یا اصلاح آن منظور من اینست که ملت بلوچ در داخل مرزهای ایران در مقابل ملت فارس یک اقلیت است و اکثریت را ملت فارس دارد و ایران در اصل سرزمین ملت فارس است و نه سرزمین ملت بلوچ. در مرکز ایران حکومت حق فارسهاست.  در بلوچستان حکومت حق مردم بلوچ است ، در کردستان حکومت حق مردم کرد است در آذربایجان حکومت حق مردم اذری است، در مناطق ترکمن حکومت حق مردم ترکمن است وغیره. من نگفتم که رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم عادل است و اصلا ظلم نکرده است لذا باید باقی بماند. تمام هیکل و تار و پود جمهوری اسلامی با ظلم و فریبکاری ساخته شده است و ما مرتبا بشکلهای مختلف داریم این فریاد را داریم میزنیم گوشهای شما اگر مثل گوشهای مسئولین نظام فریاد ما را نمی شنوند تقصیر ما چیست. آقای سیاستمدار سعی کن حرف را بفهمی! بنده میگویم چون ما مردم بلوچ نمیتوانیم قدرت را در تهران در دست بگیریم و حق چنین کاری را هم نداریم لذا مواظب باشیم وقت و انرژی و امکانات مان را صرف براندازی این نظام یا آن نظام نکنیم چون دیگرانی هستند که این کار را دارند میکنند و حق مسلم شان است حکومتی را که ظالم است و دوست ندارند براندازند و خود بحکومت برسند. اما آنهائیکه این حکومت را بر میاندازند وخود به حکومت میرسند همان سیاست و رفتاری را در حق ما مردم بلوچ در پیش خواهند گرفت که اینها در پیش گرفته اند بلکه شاید بدتر از اینها هم بکنند تا  بتوانند ما را  برای همیشه  تحت سلطه و ظلم خود نگهدارند. چون از توانمند شدن ما میترسند که مبادا فردا ادعای جدائی کنیم و بر اساس همین گمان و منطق غلط میخواهند ما را هرچه ضعیف تر و خوار تر و مفلوج تر نگهدارند تا هیچوقت توان حرکت نداشته باشیم. بهمین دلیل من میگویم بجای قاطی شدن  با احزاب سرتاسری، خود سازمان و یا  تشکیلات متحد و منظمی داشته باشیم که تمام حواس و امکانات مان را متمرکز بر انجام یک هدف کنیم و آن خود مختاری بلوچستان است که ما برنامه آنرا  بیش از شش سال است که بملت بلوچ ارائه داده ایم و شما هنوز از آن خبر ندارید. ما اگر به  خود مختاری منطقه ای برسیم و حکومت مرکزی آنرا در قانون اساسی خود بگنجاند مسئله مان حل خواهد شد و هیچ جنگ و دعوائی با هیچ یک از حکومتهای مرکزی نخواهیم داشت و از آن پس فرصت آنرا پیدا خواهیم کرد که  به سازندگی بلوچستان و فرهنگ پایمال شده مان به پردازیم اما اگر سیاستمداران دست و پا گیری همچون شما اجازه این کار را به ملت بلوچ بدهند.

          دیگر اینکه من پس از 28 سال وارد صحنه سیاسی بلوچستان نشده ام این چهل سال است که من بطور ممتد دست اندر کار بوده ام و شما این را در آینده خواهید فهمید.  شما در جای دیگر نوشته اید که من از صداقت ایشان شک دارم و آمدن ایشان در صحنه جای تامل دارد. خوب شما و تعدادی دیگر بعدد انگشتان دست آزاد هستید که در همین شک باقی بمانید و تهمت پراکنی کنید ولی هزاران نفر دیگر هستند که دلشان هنوز مثل دل شما  سیاه نشده است و مثل شما شک بیدلیل و معاندانه ندارند و دارند ما را تائید میکنند و همین برای مان کافی است که این حرکت را بجلو ببریم و بشما اطمینان میدهم هرچقدر هم که زور بزنید و چوب لای چرخ این حرکت بگذارید اصلا تاثیری در روند آن نخواهد داشت.

  هامین!  شما در جای دیگر میفرمائید : " آقاى آرمیان در این ۲۸ سال به دور از تمدنھاى انسانى زندگى کرده است و و دگرگونیھا و پیشرفتھاى علمى٬ اقتصادى٬ سیاسى و تکنولوژى ھیچگونه تأٽیرى بر ایشان نداشته است. ایشان وطیفه به عقب برگرداندن سیاسیون بلوچ را به عصر حجر به عھده گرفته اند. ایشان خیال میکنند که بلوچ ھا به دام کلمات قشنگ مذھبى ایشان خواھند افتاد که ایشان را به عنوان خلیفه سرباز قبول کنند٬ و ھر شھر بلوچستان خلیفه اى براى خود خواھد باشد.

جواب:

آقای هامین!  همین تمدن شخص شما  آنقدر زیاد است که برای همه ملت بلوچ و هفت پشتش کافی است و نیازی نیست که ما  دیگران زحمت متمدن شدن را بخود بدهیم یک فرزند لایق ملت بلوچ همچون شما آنقدر متمدن شده است که زحمت همه را کم کرده است و مبارک باشد ترا این بی دینی، که نامش را تمدن گذاشته ای. ما مسلمان هستیم، مسلمان زندگی خواهیم کرد و مسلمان خواهیم مرد و با نیروی اسلام سرزمین مان را از ستمگری اجانب آزاد خواهیم کرد  و شما فعلا چون کار دیگری از دست تان ساخته نیست اصلا کوتاهی نکنید و بیکارهم ننشینید هرمقدار که میتوانید در حق ما تهمت پراکنی و نا مهربانی ها بفرمائید و در هپروت همین عالم بی مایگی خوش باشی ولی چون از خودمان هستی  بالاخره مجبوریم  تحملت کنیم وبگذاریمت در همین عالمی که هستی منگ و خوش باشی  و بدون آوردن خم به ابروی مان به راهمان ادامه دهیم. اگر یک پدر درمیان فرزندان لایق و صالح خود یک فرزند نا لایق و نارسیده و عوضی هم داشته باشد نمیتواند او را بکشد  مجبور است تحملش کند و ما هم در رابطه با تو در چنین اجباری قرار گرفته ایم. آقای هامین!  در مورد خلیفه شدن اصلا  نگران نباش من هوایت را دارم  وقتیکه گرفتیم و شروع به تقسیم پست ها کردیم شما را هم با انتخاب خودت خلیفه جائی خواهیم کرد البته بنده دوست ندارم خلیفه سرباز بشم با این پیشگوئیت اصلا موافق نیستم اگر شما اجازه بدهید میخوام خلیفه جیرفت بشم.

اتهام دیگر در ادامه سخنان تان :

 " در مقاله ایشان اشاره اى به فدرالیسم جھت مھار قدرت دولت مرکزى و دموکراسى جھت رعایت حقوق شھروندى نشده است که به آسانى قابل درک است زیرا در سیاست اسلامى جایى براى بیان نظرات و ابراز عقاید نیست٬ ایشان گرفتار اوھام مالیخولیاى مذھبى بودند ولى الآن شدت بیشترى در بیان آنھا نشان میدھد٬ به نظر میرسد که ایشان فضا را براى رھبرى یک حرکت مذھبى سنى بر علیه حکومت مذھبى ایران را مناسب دیده اند که این فرصت مناسبى براى رشد فرصت طلبى به وجود آورده است و شاید به این فکر باشد که رھبرى سیاسى جنداﷲ را از دست آقاى عبدالمالک ریگى بگیرد  که خود رھبر سیاسى شود و آقاى عبدالمالک ریگى را به رھبرى نظامى به گمارد و یا جنبش مقاومت مردمى ایران را به انحراف بکشاند.  اگر این مقاله آقاى آرمیان را با مقالات دیگر ایشان مقایسه کنیم به خوبى در میابیم که ایشان دچار تناقض شدید ھستند که از طرفى مبارزه مسلحانه را به رھبرى جنداﷲ تشویق میکنند و به زابلى ھاى( به خوان بلوچ زابلى) بیگناھى که ھیچ نقشى در جنایات باند دھمرده و شھریارى ندارند حمله میکند و از طرفى دیگر میخواھند این رژیم ددمنش ولایت فقیه را اصلاح کنند. آقاى آرمیان نیاز به یک دوره ۴ ساله تحصیلى علم سیاست دارند. یا آقاى آرمیان در گرد و غبار سیاست و تکنولوژى گم شده است و نمیداند که به ترکستان میرود یا از رھبر ولایت فقیه سید على خامنه اى چنین دستور دریافت کرده است.  "

جواب :

          آقا یا خانم هامین، بنده فقط همین یک مقاله را ننوشته ام که حتما در همین جا از فدرالیسم و غیره هم صحبت کنم موضوعات زیادی هست که ما در جای خود بهمه آنها خواهیم پرداخت. در نظام اسلامی حقیقی بیشتر از هر نظام دیگری اجازه بیان اندیشه هست ولی بدبختی اینجاست که شما از نظام اسلامی هیچ هیچی نمیدانی و همینطور کشکی چیزهائی را از یک مشت آدم بی دین  دیگر در باره اسلام شنیده ای و بدون اینکه خودت بفهمی چی داری میگی همینطور داری وراجی میکنی. هیچ نظام دیگری باندازه نظام اسلامی حق بیان اندیشه به کسی نمیدهد بنده یک فرد با نظریه اسلامی هستم شما در حق من عین پدرکشته ها اینهمه چرند گفته ای با وجود این من  جواب شما را دارم با دلیل،  با حوصله و احترام آمیز میدهم اگر به آزادی بیان احترام نمیگذاشتم میگفتم خفه شو مردکه، داری مزخرف میگی آدم کثیفی هستی. شما که بنده را برای چهار سال بدنبال یاد گرفتن علم سیاست تخصصی میفرستی و حالا که  خودت  را مجاز به حرف زدن در مورد اسلام میدانی و از آن هیچی هم نمیدانی لازم است حد اقل شما هم یکسال به تبلیغ  جماعت بروی و بعد شروع به اظهار نظردر مورد اسلام بکنی آنوقت نخواهی گفت که آرمیان  گرفتار مالیخولیا شده است.  باز درجائی دیگر میفرمائید: ٬ به نظر میرسد که ایشان فضا را براى رھبرى یک حرکت مذھبى سنى بر علیه حکومت مذھبى ایران را مناسب دیده اند که این فرصت مناسبى براى رشد فرصت طلبى به وجود آورده است و شاید به این فکر باشد که رھبرى سیاسى جنداﷲ را از دست آقاى عبدالمالک ریگى بگیرد  که خود رھبر سیاسى شود و آقاى عبدالمالک ریگى را به رھبرى نظامى به گمارد و یا جنبش مقاومت مردمى ایران را به انحراف بکشاند. 

جواب :

          شما دل و دماغ تان هنوز پر از چرک سیاسی و ریاست بازی است هامین، از این چیز هائی که شما تصور میکنی در اینجا خبری نیست بابا. هامین!  به بینید وقتیکه ما  بنیاد " نهضت عدالت بلوچستان " را نهادیم ملا کمال صلاحزئی را به ریاست این نهضت برگزیدیم در حالیکه ایشان اصلا سواد ندارد من اگر به دنبال رهبری و ریاست میبودم خودم را رئیس این نهضت میکردم و نه ملا کمال را که اگر نامه ای برایش بیاید دیگری را صدا میزند که بیاید و آن را برایش بخواند. ما این انتخاب را بر اساس شایستگی انجام دادیم و نه بر اساس سواد و مدرک تحصیلی.  بنده اندکی سواد دارم و با قلم میتوانم کارهائی را انجام دهم ولی در بعضی از کارها شایستگی ملا کمال را ندارم. بطور مثال رژیم چهل نفر از بهترین کماندوهای خود را بطور غافل گیرانه ای  برای دستگیری ملا کمال به گورناگ فرستاد و ملا کمال به اتفاق سه نفر دیگر بدون آمادگی قبلی تمام این چهل نفر کماندوی ورزیده رژیم را در طول چند ساعت درگیری به جنهم فرستاد و این کاری است که از دست بنده کم سواد و جنابعالی پر سواد ساخته نیست. اما همین ملا کمال بیسواد اگر لزومی پیدا شود با یک پیغامش بیش از پانصد نفر مسلح  در فاصله چند ساعت در اطرافش جمع میشوند و گوش به حرفش میدهند این شایستگی را بنده و جنابعالی نداریم.  متوجه باشید که در جمع ما ریاست و رهبری و مسئولیت ها بر اساس شایستگی است و نه دماغ چاقی. بنده به همین دلیل قصد رهبری جندالله را ندارم چون معیار اگر شایستگی باشد بنده حقیقتا باندازه انگشت کوچک امیر عبدالمالک هم نیستم چون او خیلی خیلی شایسته تر از بنده و امثال بنده است. آقای هامین!  ما فعلا کسی را که برای رهبری شایسته تر از عبدالمالک باشد در صحنه نمی بینیم و یک انقلاب هم بدون رهبر نمیشود شما یک نفر شایسته تر از امیر عبدالمالک بما معرفی کنید ما از ایشان خواهیم خواست که فعلا دست از این کار بکشد چون رهبر شایسته تری پیدا شده است و یا اصلا چطوره خودتان که خیلی سیاست بلدید تشریف بیارید اینجا ما از امیر عبدالمالک که در این چند سال اخیر بطور شبانه روزی زحمت ممتد و خسته کنند کشیده است خواهیم خواست که برود به مدت دو سال در جائی استراحت کند چون به چنین استراحتی حقیقتا نیاز هم دارد و شما را که بغیر از خودتان هرگز نمیتوانید آدم بهتری ببینید به مدت دوسال بعنوان رهبر بر میگزینیم و اگر خوب رهبری کردید و تحت رهبریهای شما ملت بلوچ شروع به بالا رفتن از پله های ترقی کرد شما را مثل فیدل کاسترو رهبر مادام العمر خود خواهیم کرد. کی تشریف میآورید انشاء الله؟ ما تا یکماه منتظر تشریف فرمائی شما خواهیم ماند اگر نیامدید همین عبدالمالک به عنوان رهبر به کارش ادامه خواهد داد هامین!  آدمهائی مثل شما در صحنه حقیقی مبارزه توان یک روز مقاومت را هم نخواهند داشت هامین  میگی نه امتحانش مجانی است این گوی و این میدان تشریف بیاورید اینجا در صحنه ببینیم چکار میکنید. بله از دور وراجی کردن والکی خوش بودن خیلی آسان است.

          شما در آخر سخنان گهربار تان میفرمائید :

 " آاقاى آرمیان شما بیھوده فکر میکنید که بلوچھا ھمان بلوچھاى ۳٠ سال پیش ھستند.

ھامین پھره اى

فوریه ۲٠٠۸

جواب :

در میان همه حرفهایتان همین یک حرفت فقط راست ودرست است واقعا بلوچها همان بلوچهای 30  سال پیش نیستند و سطح شعورشان خیلی بالا رفته است و این تنها شما هستی  که هنوز همان آدم سی سال پیش هستی و هیچ  فرقی در شما بوحود نیامده است، والسلام.

          در پایان هیچی.....

محمد آرمیان

دبیر کل " نهضت عدالت بلوچستان ایران"

توضیح : این نامه در آغاز اشتباها مخاطب به برادرعزیز مان آقای خسرو ملازئی نوشته شده بود ولی با دریافت پیامی از سوی ایشان بخاطر این اشتباه هم از ایشان معذرت خواهی شد و هم اسم ایشان حذف و بجای آن اسم هامین که وارد کننده این اتهامات است جایگزین گردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 13:59  توسط محمد آرمیان (عبدالواحد)  |